تبليغاتX
ویلاگ دوستان

nsh

محمدرضا

nsh

http://nsh.blogfa.com

ویلاگ دوستان

ویلاگ دوستان

ویلاگ دوستان

سلام با کسب اجازه از نویسندگان محترم این وبلاگ
من محمدرضا هستم مدیر وبلاگ دوستان
به وب ما خوش آمدید"""" با تشکر از تمامی نویسندگانی که مرا در براه انداختن این وبلاگ یاری فرمودند!!!"" نظر همه مهم است!!

ویلاگ دوستان

قالب رایگان برای وبلاگ » تیم طراحان حرفه ای قالب وبلاگ
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو مطالب
Search :
فهرست کاربري
نام :
رمز :
درباره وب
لينک دوستان
تبليغات متني

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.


مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.


قالب وبلاگ قالب وبلاگ رايگان براي: بلاگفا، پرشين بلاگ

آخرين مطالب
» مدرسه عشق
» غزه در خون و اتش
» بدون شرح
» چهره ماندگار غایب جشن امسال
» ساعت
» سدها را جلوی رودخانه­ها می­سازند، نه مرداب­های راکد
» یک نصیحت
»
» باز امد بوی ماه مدرسه
» مناجات نامه



مدرسه عشق

 

در مجالی که برایم باقیست،

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم .

که در آن همواره اوّل صبح ، به زبانی ساده ، مهر تدریس کنند و بگویند خدا ، خالق زیبایی و سراینده ی عشق ، آفریننده ی ماست ، مهربانی است که ما را به نکویی ، دانایی ، زیبایی و به خود می خواند . جنتی دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ . دوزخی دارد به گمانم کوچک و بعید .

در پی سودائیست که ببخشد ما را .

در مجالی که برایم باقیست ، باز همراه شما مدرسه ای می سازیم که خرد را با عشق ، علم را با احساس و ریاضی را با شعر ، دین را با عرفان ، همه را با تشویق تدریس کنند .

لای انگشت کسی ، قلمی نگذارند و نخوانند کسی را حیوان و نگویند کسی را کودن و معلم هر روز ، روح را حاضر و غایب بکند و به جز ایمانش ، هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند .

مغزها پر نشود چون انبار ، قلبها خالی نشود از احساس . درس هایی بدهند که به جای مغز ، دلها را تسخیر کند .

از کتاب تاریخ جنگ را بردارند . در کلاس انشاء ، هر کسی حرف دلش را بزند .

غیرممکن را از خاطره ها محو کنند تا کسی بعد از این ، باز همواره نگوید ، هرگز .

و به آسانی همرنگ جماعت نشود .

زنگ نقاشی تکرار شود . رنگ را در پاییز تعلیم دهند ، قطره را در باران . موج را در ساحل ، زندگی را در رفتن و برگشتن از قله ی کوه و عبادت را در خدمت خلق ، کار را در کندو و طبیعت را در جنگل سبز . مشق شب این باشد که شبی چند بار همه تکرار کنیم : عدل ، آزادی ، قانون ، شادی

امتحانی بشود که بسنجد ما را تا بفهمند چقدر عاشق و آگه و آدم شده ایم .

در مجالی که برایم باقیست ، باز همراه شما مدرسه ای می سازیم .

که در آن آخر وقت به زبانی ساده ، شعر تدریس کنند و بگویند که تا فردا صبح ؛

خالق عشق نگهدار شما

( مجتبی کاشانی


غزه در خون و اتش
ما عزادار غزه نيستيم عزادار مسلماني خويشيم

بدون شرح
سازمان ملل از مردم دنيا خواست درباره كمبود غذا در ساير كشورها نظر بدهند اما پاسخي دريافت نشد چون مردم آفريقا نمي‌دونستن غذا چيه، مردم آسيا نمي‌دونستن نظر چيه، مردم اروپا نمي‌دونستن كمبود چيه و مردم آمريكا نمي‌دونستن ساير كشورها يعني چي؟؟؟؟؟؟؟؟

چهره ماندگار غایب جشن امسال

تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است


آواز عاشقانه ما در گلو شکست       حـق با سکـوت بود صـدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمـی کند     تـنـهــا بـهـانــه دل مـا در گـلـو شکسـت
ای‌داد، کس به داغ‌دل باغ‌دل نداد       ای وای هـای هـای عـزا در گلو شکست
تا آمـدم که با تو خداحافظی کنـم     بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست


ساعت
 

خرابترین ساعت‌ها هم لااقل دوبار در شبانه روز ساعت درست را نشان می‌دهند اما ساعتی که یک ساعت عقب مانده هرگز .

 


سدها را جلوی رودخانه­ها می­سازند، نه مرداب­های راکد

 

این گلها هم برای همه شما سد شکن ها.


یک نصیحت

اگر روزي دشمن پيدا كردي بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي

اگر روزي تهديدت كردند بدان در برابرت ناتوانند

اگر روزي خيانت ديدي بدان قيمتت بالاست

اگر روزي تركت كردند بدان با تو بودن لياقت مي‌خواهد

 


A Boy Liked A Girl Working In A CD Shop Very Much. But He Did Not Tell Her About His Love. Everyday He went to The CD Shop, And Bought a CD Just for Talking to Her. After A Month He Died. When The Girl Went To His House And Asked About Him, Boy's Mom Said That He Died, And Then Mother Took The Girl To Boy's Room. She Saw All The CDs Unopened. The Girl Cried and Cried and Finally Died. You Know Why She Cried? Because She Had Kept Her Own Love Letters Inside The CD Packs. She Also Loved Him. Moral Of The Story: If You Love Someone, Say To Him/Her Directly. Don't Wait For the Destiny to Play the Role.


باز امد بوی ماه مدرسه

                     یادش بخیر چه روزایی بود.


مناجات نامه

بیاموزیم ....
مدتي پيش، در المپيك سياتل،

 ۹ورزشكار دو و ميداني كه هركدام گرفتار نوعي عقب ماندگي جسمي يا روحي بودند،

بر روي خط شروع مسابقه دو 100 متر ايستادند،

مسابقه با صداي شليك تفنگ، شروع شد.

هيچكس ، آنچنان دونده نبود، اما هر نفر ميخواست كه در مسابقه شركت كند و برنده شود.

آنها در رديفهاي سه تايي شروع به دويدن كردند،

پسري پايش لغزيد ، چند معلق زد و به زمين افتاد، و شروع به گريه‌ كرد.

هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند

حركت خود را كند كرده و از پشت سر به او نگاه كردند....

ايستادند و به عقب برگشتند... همگي...

دختري كه دچار  سندرم دان (ناتواني ذهني) بود كنارش نشست،

او را بغل كرد و پرسيد "بهتر شدي ؟" 

.

.

 

پس از آن هر 9 نفر دوشادوش يكديگر تا خط پايان گام برداشتند.

تمام جمعيت روي پا ايستاده و كف زدند. اين تشويقها مدت زيادي طول كشيد


آیا خدایی هست؟

آیا خدایی هست؟

اندیشیدم، من برای چه هستم؟ آیا مردمان بازیچه ای برای زندگی من هستند یا من برای آنان؟ زندگی برای چه؟براستی چرا زندگی میکنم؟ قبل از به دنیا آمدن در کجا بودم در آسمان،دردل خاک یا نبودم؟ آیا پس از مرگ، باز هستم ؟ براستی جواب سوال هایم کجاست.

نگریستم ؛ اول به خویش : دستهایم، بعد به پاهایم، آیا نشانه ایست؟ آیا باید به خالقش اینگونه می اندیشیدم؟ کجاست؟ می بینمش؟انگار داشت در دلم می تاخت؛ غرق در افکار بودم، در نا امیدی پی که گردم؟ تابه آنجا که دریافتم نه ما برای زندگی بیهوده ایم نه زندگی برای ما ؛ پس زندگی ارزش جنگیدن را دارد ولی تا به کجا؟تا سر حد مرگ پس تلاش هایمان چه؟ چنین بیهوده؟؟ شاید بعد ازمرگ ،باز تجدیدی باشد؛ تازه دریافتم که دنیا و زندگی چه پیچیده است، آیا اینان هم از خود و امسالشان به وجود آمده اند اگر چنین است پس سر حد آنان چیست شاید خالقی بباید؛ نه می بینمش،نه می دانم کجاست ، ولی می دانم که که هست ؛ کم کم دارم مکانش را حس می کنم؛ آری دارم احساسش می کنم انگار در وجود من است.

 


ماه مبارک رمضان ناب ترین فرصت عبادت و رفاقت با خداست.
ماه مبارک رمضان ناب ترین فرصت عبادت و رفاقت با خداست.



چند پیام در خصوص اعمال مستحب دریافت کردم وبه خواست عزیزان (فعلا،تا شرح بیشتر)، اهم عبادت های مستحب ماه مبارک رمضان را برمبنای توصیه رسول خدا (ص) واهل بیت علیهم السلام تقدیم میکنم:

1. بسیاری تلاوت قرآن
2. افزودن بر تعداد نمازهای مستحب
3. بسیاری استغفار
4. بسیاری دعا و مناجات (دعاهایی مثل افتتاح ،ابو حمزه و جوشن کبیر و ...)
5. ذکر
6. صله رحم
7. احترام به بزرگتر (واقروا کبارکم)
8. مهربانی با کوچکتر(وارحموا صغارکم)
9. شب زنده داری خصوصا بیداری درسحر، خوردن سحری(سحوری)
10. افطاری دادن
11. بسیاری انفاق و صدقه دادن
12. زیارت سیدالشهدا
13. عمره
14. اعتکاف
15. خوش اخلاقی


خواهش یک خبرنگار

بیاین هرکدوممون برای یه بچه ای که بیماری خاص داره یا نه اصلا یتیمه ،یه اسباب بازی بخریم...تو این ماه عزیز.
من ازتون خواهش می کنم این کار یادتون نره.
نمی دونم یه تفنگ ،یه عروسک یا هر چی که به ذهنتون رسید براشون بخرید.
فکرش رو بکن!هر بچه ای شب با اسباب بازی ای که تو براش خریدی بخوابه...
"مرا به خواب هایت ببر..".


از همین الان بیاین به هم قول بدیم این کار رو شروع کنیم.هر سن و سالی که دارین چه فرقی می کنه.پول زیادی هم که نمی خواد.می خواد؟ حالا اگه نمی تونین یه اسباب بازی خفن بگیرین...،یه توپ کوچولو هم برای بچه ها شادی های تموم نشدنی داره.
هرکسی این کار رو کرد تو وبلاگش بنویسه.شما از من وارد ترین که چطور میشه یه بمب شادی درست کرد.چطور میشه همه رو خبر کرد که این کار رو بکنن.
يه اسمای جالبي هم ميشه براش گذاشت ."خیزش عروسک ها" مثلا!

                                                                      یادداشتهای یک خبرنگار (کامران نجف زاده)


گفت...
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شکر هيچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر هيچ مگو

دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو

گفتم اي عشق من از چيز دگر ميترسم
گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو

من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلي جز که به سر هيچ مگو

گفتم اين روي فرشته ست عجب يا بشر است
گفت اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو

گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد
گفت مي باش چنين زير و زبر هيچ مگو
آرشيو مطالب
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
لينک روزانه
منجی
قالب وبلاگ

امکانات
: نويسندگان
محمدرضا
امیر
حمید
سعیده

آمار سايت :

سايت هاي مرتبط با ما
بازديد کل:

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کمیابترین کدهای جاوا





لوگو وبلاگ
ویلاگ دوستان



لوگو دوستان

قالب وبلاگ
صفحه نخست | آرشيو مطالب | تماس با ما | قالب وبلاگ
Copyright © 2007 nsh AND Design by www.ParsTheme.com

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا

داغ کن - کلوب دات کام